تبليغاتX
... ترين سوتـي ها(كليپ،كدجاوا،نداريم)

... ترين سوتـي ها(كليپ،كدجاوا،نداريم)

كليپ،كد جاوا،عكس،آموزش مخ زني،عشق،دختر

!!!!!!!!توجه:کوتاه شدن آدرس وبلاگ!!!!!!!!

با سلام و خسته نباشید.

شما میتوانید وبلاگ مارو با آدرس زیر دنبال کنید.هم کوتاه تره و هم حالا هر چی.....

www.sooti.tk

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 8:2  توسط ضحاك ماردوش( اژی دهاک)  | 

ســــــــــــــــــــــلام

سلام هموطن
گروه پژوهشي قبرس شامل:
۱-مهرداد (راهی)
۲-علي (اسكندر)
۳-شهرام (ضحاك ماردوش)
۴-مهرداد (فضایی)
پس از سال ها پژوهش يه هيچ نتيجه اي نرسيد و اقدام به گردآوري سوتي هاي گروه كرده است.
هم اكنون نيازمند ياري شما هستيم.(گروه پژوهشي قبرس)
جهت ارسال سوتي هاي خود به ما ايميل بزنيد(با نام خودتان درج مي شود)
اين روزها همه سوتي ميدن،شما چطور؟!!

با عرض معذرت از دوستانی که لینک مربوطه را برداشتیم((به صلاح دید مدیران))

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 6:44  توسط راهی  | 

و اما سوتی هااااای بهمن 89

سلام دوستان و خسته نباشید. امیدوارم که باز هم خسته نباشید.

شرمنده که چند وقت نبودیم. واقعا شرمنده. بازم شرمنده. همچنان شرمنده.

البته زیاد تقصیر ما هم نیست چون الان دیگه همه پیشرفت کردن و کسی سوتی نمیده. بالاخره هرچی باشه به قول آقای احمدی نژاد ما جزء 4 کشور برتر دنیا هستیم!!!!!!!

محموده دیگه، چیکارش کنیم؟ در هر صورت:

1-زلاتان و ابراهیمویچ با هم یک و دوی ناقص انجام دادن!!!!

2-غافل گیر خوردیم!!!!!!(غافل گیر شدیم)

3-درد و دئل دارم!!!(دل درد دارم)

4-یه نقشه ای زیر نیم کاسس!!!!

5-سرعت 45 درجه!!!!!!

6-یه نقشه دارم فراوون!!!!!

7-الم 18 چرخ!!!!!(الم 18 تیغه)

8-آشنا نیومد به قیافم!!!!(قیافش آشنا نیست)

+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 15:32  توسط ضحاك ماردوش( اژی دهاک)  | 

سوتی های فروردین 89

1- جالب انگیز

2- ویندوز عامل(سیستم عامل)

3- از الف بسم الله  ( از ب بسم الله )

4- ماست فقط با دوغ

5- آب رو آب بند نمیشه

6- سوالش پرسشی بود

7- پاسی رو دیدی چه مسی داد (مسی رو دیدی چه پاسی داد)


تا بعد خدا نگهدارتون

+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 2:19  توسط راهی  | 

یک سوتی کاملا رسمی از مقامات دولتی...

همانطور که میدونید و میدونیم،گفته شده برج میلاد سومین برج بلند دنیاست.اما واقعا این صحت داره؟

خیر.

برج میلاد سومین برج مرتفع دنیا نیست بلکه سومین برج مرتفع مخابراتی دنیاست.

حالا اسم این رو باید بذاریم سوتی یا گاف یا دروغ؟ 


..::خودتان قضاوت کنید:::..

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 10:12  توسط ضحاك ماردوش( اژی دهاک)  | 

چطوری متوجه میشی که در سال 2010 هستید؟


1 یهو نگاه میکنی می بینی خانوادت که 3 نفر بیشتر نیستن 5 خط موبایل دارن

 2 واسه همکارت ایمیل میفرستی،در حالیکه میز بغل دستی تو نشسته

 3 رابطت با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر میشه تا به حد صفر برسه 

 4 ماشینت رو جلوی در خونه پارک میکنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه که بیان کمک چیزایی رو که خریدی ببرن داخل

 5 هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره

6 وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی،استرس همه وجودت رو میگیره و با سرعت برمیگردی که موبایلت رو برداری، بدون توجه به اینکه 20-30 سال از عمرت رو بدون موبایل گذروندی
 
8 صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که میکنی سر زدن به اینترنت و چک کردن ایمیله

9 الان در حالیکه این ایمیل رو میخونی،سرت رو تکون میدی و لبخند میزنی
 
10 اینقدر سرگرم خوندن این ایمیل بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره 7 نداره
 
11 الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره 7 رو داشته یا نه

12 و من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالاحتماً شماره 7 رو پیداش میکنی،بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی

13 دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7 رو پیدا نمیکنی،خوب من شوخی کردم ولی نشون میده که تو به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگن باور میکنی. سال 2010 خوش بگذره


نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 8:0  توسط ضحاك ماردوش( اژی دهاک)  | 

گفتگو با خدا

 

گفتگو با خدا!

این مطلب اولین بار در سال 2001 توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت
این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت 4 روز بیش از پانصد هزار نفر
به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند.
این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد.


Interview with god
گفتگو با خدا
I dreamed I had an Interview with god
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم.
So you would like to Interview me? "God asked."
خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی؟
If you have the time "I said"
گفتم : اگر وقت داشته باشید.
God smiled
خدا لبخند زد
My time is eternity
وقت من ابدی است.
What questions do you have in mind for me?
چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی؟
What surprises you most about humankind?
چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟
Go answered ….
خدا پاسخ داد ...
That they get bored with childhood.
این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند.
They rush to grow up and then long to be children again.
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند.
That they lose their health to make money
این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.
And then lose their money to restore their health.
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند.
By thinking anxiously about the future. That
این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند.
They forget the present.
زمان حال فراموش شان می شود.
Such that they live in neither the present nor the future.
آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال.
That they live as if they will never die.
این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد.
And die as if they had never lived.
و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.
God's hand took mine and we were silent for a while.
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم.
And then I asked
بعد پرسیدم ...
As the creator of people what are some of life's lessons you want them to learn?
به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند؟
God replied with a smile.
خدا دوباره با لبخند پاسخ داد.
To learn they cannot make anyone love them.
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد.
What they can do is let themselves be loved.
اما می توان محبوب دیگران شد.
learn that it is not good to compare themselves to others.
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.
To learn that a rich person is not one who has the most.
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد.
But is one who needs the least.
بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد
To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love.
یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم.
And it takes many years to heal them.
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.
To learn to forgive by practicing forgiveness.
با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن.
To learn that there are persons who love them dearly.
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند.
But simply do not know how to express or show their feelings.
اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند.
To learn that two people can look at the same thing and see it differently.
یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
To learn that it is not always enough that they are forgiven by others.
یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند.
They must forgive themselves.
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند.
And to learn that I am here.
و یاد بگیرن که من اینجا هستم.
Always
همیشه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 10:49  توسط ضحاك ماردوش( اژی دهاک)  | 

حسنک کجایی؟

گاو ما ما می کرد

گوسفند بع بع می کرد

سگ واق واق می کرد

و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی...؟

شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی  شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.

موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند. دیروز که حسنک با کبری چت می کرد، کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است. کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.

برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود. ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما  حوصله نداشت. ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد. ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد. کبری و مسافران قطار مردند.

اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود. الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان  ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند. او در خانه تخم مرغ و  پنیر دارد اما گوشت ندارد او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد. او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد. به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 10:56  توسط ضحاك ماردوش( اژی دهاک)  | 

افشاگری در مورد هاج زنبور عسل، پرین، پدرپسر شجاع و میگ میگ!

یک مقام مسئول که نخواست نامش فاش شود گفت: مارکوپولو جاسوس بود! (جراید)
بر اساس تحقیقات انجام گرفته و اطلاعات واصله، چند تن دیگر از جاسوسان و متخلفان و مظنونان به شرح زیر معرفی می‌شوند:

1- هاچ زنبور عسل: نامبرده یکی از زنبورهای بی هنر و بی سواد بوده است که فرمول تهیه عسل طبیعی را بلد نبوده، وی پس از مدتی به دروغ و با استفاده از رسانه های زنجیره ای خبر جعلی گم شدن مادرش را منتشر می‌کند، سپس به بهانه ی واهی پیدا کردن مادرش به کندوهای همسایه ها سر زده تا بتواند فضولی کند و راز ساختن عسل را از آنها کِش رفته و بدون رعایت حق کپی رایت(!) از این فرمول سوء استفاده کند!

2- پرین: وی یک دختر فراری بوده است و بدون آنکه گواهینامه ی الاغ سواری داشته باشد اقدام به سوار شدن بر پشت الاغی به نام «پاریکال» می‌کرده است، پرین به دروغ مدعی شده بود به دنبال پدربزرگش است به شهرهای زیادی سفر کرده و اطلاعاتی را جمع آوری نموده است؛ قابل به ذکر است که پدربزرگ پرین یکی از کارخانه داران و مفسدان اقتصادی شهرشان محسوب می‌شود و مادرش عکاس بوده که دلایل و علل و انگیزه ی گرفتن عکس توسط مادر پرین در دست بررسی است!

3- پدر پسر شجاع: از ایشان اطلاعات چندانی در دست نیست، وی کلا آدم مشکوکی است، نامبرده در هیچ کدام از قسمت های کارتون نام حقیقی اش را بیان نکرده و همواره این سئوال مهم وجود دارد که نام ایشان قبل از تولد پسرش چه بوده است؟! در همین رابطه تا به این لحظه شونصد نامه برای ایشان ارسال شده است که متاسفانه ایشان هنوز نام حقیقی شان را بازگو ننموده و افکار عمومی‌را متنور نکرده اند!

4- میگ میگ: وی در یک جایی که نمی‌دانیم کجاست آموزش دو میدانی دیده است تا بتواند در مواقعی که احساس خطر می‌کند با سرعت زیاد فرار کند، نامبرده همدستی "گرگ" دارد که به کمک وی دست به اقدامات تروریستی می‌زنند، البته آنها در فیلم هایی که خودشان از این صحنه ها می‌گیرند اینگونه وانمود می‌کنند که گرگ مزبور قصد گرفتن میگ میگ را دارد که طبق یافته های ما اصلا اینگونه نیست!

-البته افرادی همچون «نل»، «واتو واتو»، «کارآگاه گجت» و ... نیز در این لیست حضور داشتند که به دلیل کمبود جا صرفا به بیان مهمترین هایشان پرداختیم!
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 11:26  توسط ضحاك ماردوش( اژی دهاک)  | 

سوتی هایه ارسالی

سلام دوستان و هموطنان عزيز


از امروز شما هم ميتونيد سوتي هايه خودتون رو براي ما ارسال كنيد.
سوتي هايه خودتون رو براي من پيغام خصوصي كنيد تا به اسم خودتون ثبت بشه

1- باد از شرق می تابه (ارسال شده توسط رسول)

2- دود از کلبه بلند میشه (دود از کنده بلند میشه) ارسالی از ali_n8008g سوتی داده شده توسط کوروش

3- زن پیر مرد (پیر زن) ارسالی از ali_n8008g سوتی داده شده توسط کوروش

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 17:0  توسط راهی  | 

طرز صحبت دخترا تو یاهو 360 درجه

خوشگل = خوجل
خوبی = خوفی
جیگرتو بخورم = جیگلتو بخولم
عشق منی = عجق منی
قربونت برم = قلبونت بلم
چطوری؟ = تطولی؟
چی کار می کنی = چیکال می کنی
سلام = شلام
دختر= دخمل
پسر = پسمل
عزیزم = عجیجم
جون = جونزززززز

نمیدونم= نیدونم(بعضی ها این روزا خیلی زیاد میگن!!)

دوست = دوکس (این کلمه رو نمیدونم از کجا درآوردن)

      خدا بخیر بگذرونه ادم چه چیزای میبینه از...

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 12:32  توسط فضایی  | 

سوتی های مهردادی

با سلام

1- احساس ابرازات .توسط حسن وروجک

2-لایق پشت بام (عایق پشت بام) .توسط حسن وروجک

3-موهاشو ریخته بود زمین (ریخته بود رو صورتش) .توسط حسن وروجک

4-کالگسه (کالسکه) .توسط حسن وروجک

5-دوربین عکاس برداری .توسط بهنام دلار

6-دماغ از خونش نیومد .توسط علی دو دو




+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 0:56  توسط فضایی  | 

با کلاس باشیم

با کلاس باشـــــــیم

۱-سعی كنید هرروز لباسهایتان را آپگرید كنید

۲-داشتن موبایل شیك و جدید خیلی مهم است

۳-برای موبایلتان چند جلد بخرید تا بتوانید موبایلتان را به سادگی با لباستان هماهنگ كنید

۴-مدل مو خیلی مهم است هرچه در این زمینه هزینه كنید باز هم كم است

۵-هر روز چند كلمه جدید از دیكشنری استخراج كنید تا به هنگام نیاز به كار بگیرید

۶-اگر با كسی قرار میگذارید با نیم ساعت تاخیر به سر قرار بروید وا ز خیابانهای شلوغ گله كنید

۷-مكالمات تلفنی خود را به چند ثانیه خلاصه كنید. خانومها بیشتر تمرین كنند

۸-در میهمانی چای را با قند نخورید بلكه با نوك قاشق كمی شكر ریخته و فقط دو بار به هم بزنید

۹-و چای را به یكباره نخورید بلكه یك كم چای بخورید چند كلمه حرف بزنید كمی چای كمی حرف ..... و

۱۰-یوگا ورزش با كلاسی است حتما این ورزش را یاد بگیرید

۱۱-هنگامی كه كرایه میدهید هیچ وقت پول خرد ندهید حتی المقدور تراول یا بیست هزار ریالی بدهید

۱۲-هر روز یك روزنامه به زبان انگلیسی خریده و هر كجا میروید همراهتان ببرید

۱۳-به كلاسهای آموزش موسیقی رفته و همیشه كیف گیتار به دوشتان بیاندازید

۱۴-همیشه چوب اسكی و چوب گلف را در ماشینتان داشته باشید

۱۵-در رستوران یا در میهمانی نصف كباب تان را میل نكرده و در بشقاب دست نخورده باقی بگذارید

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 16:45  توسط اسكندر  | 

سلام !!!

۱-انیشمند (انیشتین+اندیشمند)

۲-قوروشمیش (قاراشمیش)

۳-نا امید وار

۴-گریه نخور

very good bad-۵

۶-رو دست شیطونو از پشت بسته

۷-یه بار من همینطوری شد

۸-پاشاس(پاساژ)

۹-حاضرم یه دست نداشته باشم ولی سالم باشم

۱۰-رفتیم حال کردیم ولی هیچ کار نکردیم

۱۱-برادر مقدس(پدر مقدس)

 

با تشکر از عبدل بیکار

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 15:27  توسط ضحاك ماردوش( اژی دهاک)  | 

سوتی های نیو

تمام سوتی ها به صورت داستان و شرح واقعه نقل می شود (همه واقعی است)

 

00001- غلط خوردی گوه (Goh) کردی

00002- تنفس نکش

00003- پنجره ها رو روشن نذار

00004- (ترک) : ما اذیت میکشیم

00005- (ترک) : پس چرا شب میای گاز نده

00006- (ترک) : زد از گوشم

00007- (ترک) : نوشابه خانواده کوچیک

00008- (افغانی) : بستنی پنجاهی چنده؟

00009- (افغانی) : آدامس موزی داری؟توت فرنگیشو بده

00010- (ترک) : چهره بازیکنای ایرانی تو یورو 2008 چطوریه؟

00011- (ترک) : حاضرم 2 شب برم زندان ولی با این موتور 2 دور سوار شم

00012- (شمالی) : یه شب رفتیم مکان عراق خوردیم (عراق = عرق + شراب)

`""منتظر نظرات شما هستیم""`

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:54  توسط ضحاك ماردوش( اژی دهاک)  | 

عشق از نگاهي متفاوت

سلام هموطن

گروه پژوهشي قبرس در حال گردآوري سوتي ها هست. فعلا با اينا حال كنيد

- عشق از ديد حاج آقا : استغفرالله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زدي
(جمله ي عاشقانه : خداوند همه ي جوانان را به راه راست هدايت كند )

ـ عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول
(جمله ي عاشقانه : آه عزيزم به اندازه ي سطح زير منحني دوست دارم)

ـ عشق از ديد بقال سر كوچه : والا دوره ي ما عشق .. نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسمون گرفت
(جمله ي عاشقانه : سكينه شام چي داريم …)

ـ عشق از ديد اصغر كاردي (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقي
( جمله ي عاشقانه : چاقو خوردتيم لوتي)

ـ عشق از ديد يك دختر دانش آموز كمي بي غم : آه عزيزم كاش الان پيشم بودي، بغلم ميكردي ، سرمو ميزاشتي رو شونه هات ( جمله ي عاشقانه : دوست دارم عزيزم )

ـ عشق از ديد مادر بزرگم : اين حرفهاي بد رو نزن ، راستي اين دختر اقدس خانوم خيلي دختر خانوم و با كمالاتيه ، تازه تحصيل كرده هم هست (جمله ي عاشقانه : بريم خواستگاری)

ـ عشق از ديد … (خودتون ميفهميد از ديد كي ) : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينه ي عمل كردن دماغمو نميدي … ، واسه ناهار بريم سورنتو، سالي با دوستش هم قراره بياد ، دوست سالي واسش يه ماتيز خريده ( به قول بعضي ها دوو منگل) تو حتي حاضر نيستي واسه من كه اين همه دوست دارم حتي يه پرايد بخري
(جمله ي عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام و … راستي دوست هم دارم)

ـ عشق از ديد كسي كه باراوله كه عاشق ميشه :عزيزم باور كن حتي يك لحضه بدون تو نميتونم زندگي كنم، تو واسم همه دنيایی ( جمله ي عاشقانه : فدات شم عزيزم خيلي خيلي دوست دارم )

ـ عشق از ديد كسي كه بار اولش نيست : عزيزم خيلي دوست دارم ، باور كن به خاطر تو شبها با پاي برهنه ميخوابم
( جمله ي عاشقانه : آه عزيزم ديرم شده بايد برم )

عشق!!!

ـ عشق از ديد يك راننده : “راديات عشق من از برايت جوش آمده” ،” باور نداري بر آمپرم بنگر”
( جمله ي عاشقانه : عزيزم دوست دارم… بو بو بوغ )

ـ عشق از ديد بعضي ها : آه خدا يعني ميشه بياد خواستگاريم …
(جمله ي عاشقانه : يا شابدالعظيم ۱۰۰۰ تومن نذرت ميكنم بياد خواستگاريم )

ـ عشق از ديد ارازل و اوباش : عشق .. سيخي چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالي نداري …
( جمله ي عاشقانه : بوبوغ … خانوم بيا بالا خوش ميگذره )

ـ عشق از ديد كسي كه در عشق شكست خورده : عشق يعني كشك
( جمله ي عاشقانه : برو كشكتو بساب )
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 23:17  توسط راهی  | 

انجمن تنبل ها

سلام هموطن

تنبلهای عزیز توجه فرمایند دستورالعملهای جدید رسید...
سعی كنید روزها استراحت كنید تا شبها راحت بتوانید بخوابید
. در نزدیكی تخت خوابتان صندلی بگذارید تا اگر از خواب بیدار شدید روی آن نشته و استراحت كنید
.ایستادن به رفتن، نشستن به ایستادن و خوابیدن به نشستن اولویت دارد.
 جایی كه می‌توانید بنشینید چرا می‌ایستید؟
 كار امروز را به فردا موكول كنید و كار فردا را به پس فردا
. اگر حس كار كردن به شما دست داد كمی صبر كنید تا این حس از شما بگذرد.
 از همه دیرتر سر سفره رفته و زودتر بلند شوید تا زحمت چیدن و جمع كردن سفره به شما تحمیل نشود.
برای كار همیشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشوید.
 در میهمانی‌ها حتماً با خود بالش ببرید شاید فرصتی برای استراحت بدست آوردید.
به خواب نگویید كار دارم به كار بگویید خواب دارم...

خب اگه حال كردين يه نظر بدين كه ادامه بديم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 4:49  توسط راهی  | 

سوتي هاي جديد جديد 1990

سلام
سوتي پك دوم:

۰۰۰۱۳- ريوالدو با برگشتون به اشمايكل گل زد.

۰۰۰۱۴
- خاك پاك كن (به جاي خاك انداز)
۰۰۰۱۵- حواست رو بپا
۰۰۰۱۶- آهنگ يه مشت سرباز با آهنگري مهديار
۰۰۰۱۷- اشتباه غلط كرد
۰۰۰۱۸- براي نماز رفتيم مسجد امام جعفر كاظم
۰۰۰۱۹- تيم ملي بايرمونيخ
۰۰۰۲۰- ميلاد امام ... را تبريك و تسليت عرض ميكنم
۰۰۰۲۱- كي آهنگ راك گوش ميده اخه راك هم شد رپ
۰۰۰۲۲- زندانستان (زندان + بيمارستان)
۰۰۰۲۳- فروشنده: نوشابه مشكي ميخواي يا سياه
۰۰۰۲۴- مداد H2O (به جاي HB)
۰۰۰۲۵- اسم گوشيت چيه ؟ ايرانسل
۰۰۰۲۶- حساسيت نيستي
۰۰۰۲۷- خدا تسليت بده (علي نجفي)
۰۰۰۲۸- ليموناد آناناس
۰۰۰۲۹- پاهاش رو دراز كشيده

۰۰۰۳۰-آی کیوت نمی فهمه

۰۰۰۳۱-گرشنه(گرسنه+گشنه)

۰۰۰۳۲-مواظبت باش

۰۰۰۳۳-منطقه ای نیستی(جای منطقی)

***از اینکه سوتی نمیذاریم معذرت آخه عبدل بیکار رفته دهات***

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 0:49  توسط اسكندر  |