!!!!!!!!توجه:کوتاه شدن آدرس وبلاگ!!!!!!!!
با سلام و خسته نباشید.
شما میتوانید وبلاگ مارو با آدرس زیر دنبال کنید.هم کوتاه تره و هم حالا هر چی.....
كليپ،كد جاوا،عكس،آموزش مخ زني،عشق،دختر
با سلام و خسته نباشید.
شما میتوانید وبلاگ مارو با آدرس زیر دنبال کنید.هم کوتاه تره و هم حالا هر چی.....
شرمنده که چند وقت نبودیم. واقعا شرمنده. بازم شرمنده. همچنان شرمنده.
البته زیاد تقصیر ما هم نیست چون الان دیگه همه پیشرفت کردن و کسی سوتی نمیده. بالاخره هرچی باشه به قول آقای احمدی نژاد ما جزء 4 کشور برتر دنیا هستیم!!!!!!!
محموده دیگه، چیکارش کنیم؟ در هر صورت:
1-زلاتان و ابراهیمویچ با هم یک و دوی ناقص انجام دادن!!!!
2-غافل گیر خوردیم!!!!!!(غافل گیر شدیم)
3-درد و دئل دارم!!!(دل درد دارم)
4-یه نقشه ای زیر نیم کاسس!!!!
5-سرعت 45 درجه!!!!!!
6-یه نقشه دارم فراوون!!!!!
7-الم 18 چرخ!!!!!(الم 18 تیغه)
8-آشنا نیومد به قیافم!!!!(قیافش آشنا نیست)
2- ویندوز عامل(سیستم عامل)
3- از الف بسم الله ( از ب بسم الله )
4- ماست فقط با دوغ
5- آب رو آب بند نمیشه
6- سوالش پرسشی بود
7- پاسی رو دیدی چه مسی داد (مسی رو دیدی چه پاسی داد)
تا بعد خدا نگهدارتون
همانطور که میدونید و میدونیم،گفته شده برج میلاد سومین برج بلند دنیاست.اما واقعا این صحت داره؟
خیر.
برج میلاد سومین برج مرتفع دنیا نیست بلکه سومین برج مرتفع مخابراتی دنیاست.
حالا اسم این رو باید بذاریم سوتی یا گاف یا دروغ؟
..::خودتان قضاوت کنید:::..
13 دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7 رو پیدا نمیکنی،خوب من شوخی کردم ولی نشون میده که تو به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگن باور میکنی. سال 2010 خوش بگذره
نظر یادتون نره

گفتگو با خدا!
این مطلب اولین بار در سال 2001 توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت
این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت 4 روز بیش از پانصد هزار نفر
به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند.
این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد.
Interview with god
گفتگو با خدا
I dreamed I had an Interview with god
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم.
So you would like to Interview me? "God asked."
خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی؟
If you have the time "I said"
گفتم : اگر وقت داشته باشید.
God smiled
خدا لبخند زد
My time is eternity
وقت من ابدی است.
What questions do you have in mind for me?
چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی؟
What surprises you most about humankind?
چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟
Go answered ….
خدا پاسخ داد ...
That they get bored with childhood.
این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند.
They rush to grow up and then long to be children again.
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند.
That they lose their health to make money
این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.
And then lose their money to restore their health.
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند.
By thinking anxiously about the future. That
این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند.
They forget the present.
زمان حال فراموش شان می شود.
Such that they live in neither the present nor the future.
آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال.
That they live as if they will never die.
این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد.
And die as if they had never lived.
و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.
God's hand took mine and we were silent for a while.
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم.
And then I asked …
بعد پرسیدم ...
As the creator of people what are some of life's lessons you want them to learn?
به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند؟
God replied with a smile.
خدا دوباره با لبخند پاسخ داد.
To learn they cannot make anyone love them.
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد.
What they can do is let themselves be loved.
اما می توان محبوب دیگران شد.
learn that it is not good to compare themselves to others.
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.
To learn that a rich person is not one who has the most.
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد.
But is one who needs the least.
بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد
To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love.
یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم.
And it takes many years to heal them.
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.
To learn to forgive by practicing forgiveness.
با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن.
To learn that there are persons who love them dearly.
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند.
But simply do not know how to express or show their feelings.
اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند.
To learn that two people can look at the same thing and see it differently.
یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
To learn that it is not always enough that they are forgiven by others.
یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند.
They must forgive themselves.
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند.
And to learn that I am here.
و یاد بگیرن که من اینجا هستم.
Always
همیشه
گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی...؟
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.
موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند. دیروز که حسنک با کبری چت می کرد، کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است. کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود. ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت. ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد. ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد. کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود. الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد. او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد. به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود نداردسلام دوستان و هموطنان عزيز
از امروز شما هم ميتونيد سوتي هايه خودتون رو براي ما ارسال كنيد.
سوتي هايه خودتون رو براي من پيغام خصوصي كنيد تا به اسم خودتون ثبت بشه
1- باد از شرق می تابه (ارسال شده توسط رسول)
2- دود از کلبه بلند میشه (دود از کنده بلند میشه) ارسالی از ali_n8008g سوتی داده شده توسط کوروش
3- زن پیر مرد (پیر زن) ارسالی از ali_n8008g سوتی داده شده توسط کوروش
دوست = دوکس (این کلمه رو نمیدونم از کجا درآوردن)
خدا بخیر بگذرونه ادم چه چیزای میبینه از...
1- احساس ابرازات .توسط حسن وروجک
2-لایق پشت بام (عایق پشت بام) .توسط حسن وروجک
3-موهاشو ریخته بود زمین (ریخته بود رو صورتش) .توسط حسن وروجک
4-کالگسه (کالسکه) .توسط حسن وروجک
5-دوربین عکاس برداری .توسط بهنام دلار
6-دماغ از خونش نیومد .توسط علی دو دو
۱-سعی كنید هرروز لباسهایتان را آپگرید كنید
۲-داشتن موبایل شیك و جدید خیلی مهم است
۳-برای موبایلتان چند جلد بخرید تا بتوانید موبایلتان را به سادگی با لباستان هماهنگ كنید
۴-مدل مو خیلی مهم است هرچه در این زمینه هزینه كنید باز هم كم است
۵-هر روز چند كلمه جدید از دیكشنری استخراج كنید تا به هنگام نیاز به كار بگیرید
۶-اگر با كسی قرار میگذارید با نیم ساعت تاخیر به سر قرار بروید وا ز خیابانهای شلوغ گله كنید
۷-مكالمات تلفنی خود را به چند ثانیه خلاصه كنید. خانومها بیشتر تمرین كنند
۸-در میهمانی چای را با قند نخورید بلكه با نوك قاشق كمی شكر ریخته و فقط دو بار به هم بزنید
۹-و چای را به یكباره نخورید بلكه یك كم چای بخورید چند كلمه حرف بزنید كمی چای كمی حرف ..... و
۱۰-یوگا ورزش با كلاسی است حتما این ورزش را یاد بگیرید
۱۱-هنگامی كه كرایه میدهید هیچ وقت پول خرد ندهید حتی المقدور تراول یا بیست هزار ریالی بدهید
۱۲-هر روز یك روزنامه به زبان انگلیسی خریده و هر كجا میروید همراهتان ببرید
۱۳-به كلاسهای آموزش موسیقی رفته و همیشه كیف گیتار به دوشتان بیاندازید
۱۴-همیشه چوب اسكی و چوب گلف را در ماشینتان داشته باشید
۱۵-در رستوران یا در میهمانی نصف كباب تان را میل نكرده و در بشقاب دست نخورده باقی بگذارید
۱-انیشمند (انیشتین+اندیشمند)
۲-قوروشمیش (قاراشمیش)
۳-نا امید وار
۴-گریه نخور
very good bad-۵
۶-رو دست شیطونو از پشت بسته
۷-یه بار من همینطوری شد
۸-پاشاس(پاساژ)
۹-حاضرم یه دست نداشته باشم ولی سالم باشم
۱۰-رفتیم حال کردیم ولی هیچ کار نکردیم
۱۱-برادر مقدس(پدر مقدس)
![]()
![]()
با تشکر از عبدل بیکار![]()
![]()
![]()
تمام سوتی ها به صورت داستان و شرح واقعه
نقل می شود (همه واقعی است)
00001- غلط خوردی گوه (Goh) کردی
00002- تنفس نکش
00003- پنجره ها رو روشن نذار
00004- (ترک) : ما اذیت میکشیم
00005- (ترک) : پس چرا شب میای گاز نده
00006- (ترک) : زد از گوشم
00007- (ترک) : نوشابه خانواده کوچیک
00008- (افغانی) : بستنی پنجاهی چنده؟
00009- (افغانی) : آدامس موزی داری؟توت
فرنگیشو بده
00010- (ترک) : چهره بازیکنای ایرانی تو
یورو 2008 چطوریه؟
00011- (ترک) : حاضرم 2 شب برم زندان ولی
با این موتور 2 دور سوار شم
00012- (شمالی) : یه شب رفتیم مکان عراق خوردیم (عراق = عرق + شراب)
`""منتظر نظرات شما هستیم""`
۰۰۰۳۰-آی کیوت نمی فهمه
۰۰۰۳۱-گرشنه(گرسنه+گشنه)
۰۰۰۳۲-مواظبت باش
۰۰۰۳۳-منطقه ای نیستی(جای منطقی)
***از اینکه سوتی نمیذاریم معذرت آخه عبدل بیکار رفته دهات***